En | Fa

نمایشگاه : فرضیه ی مبهم خوشبختی


فرضیه ی مبهم خوشبختی

فرضیه، نگاه است / جهت چشم است. /

چشمی که گاه فروپوشیده می شود، گاه در جهتی دیگر بی تفاوتی را می جوید و گاه گشاده با مویرگ های ملتهب به حقیقت خیره می ماند. فرضیه راه است / رفتن است. /

سه ره پیداست...

نوشته بر هر یک به سنگ اندر،

حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر.

نخستین: راه نوش و راحت و شادی.

به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی.

دو دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام.

می اینجا بس دلم تنگ است.

و هر سازی که می بینم بدآهنگ است.

بیا ره توشه برداریم،

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمانِ «هر کجا» آیا همین رنگ است؟

مهدی اخوان ثالث

 

فرضیه بستر است / طبیعت است. /

طبیعتی که گاه بخشنده، گاه بی رحم و گاه با بی تفاوتی بر حضور ما نظاره گر است.

فرضیه یا انگاشته (Hypothesis) یک توضیح برای یک رخداد است. پیشنهادی برای این که چگونه چند رخداد با یکدیگر مرتبط هستند.

فرضیه هایی که به گمان من در رویارویی با رنج ها و لاجرم ها در این سه ره پیداست.

-         بی تفاوت و بی خبر از وقایع و رنج ها و هر آنچه که می گذرد.

-         آگاه و شاهد از وقایع و رنج هایی که در اطراف می گذرد و لیکن

فرضیه ی مبهم خوشبختی

فرضیه، نگاه است / جهت چشم است. /

چشمی که گاه فروپوشیده می شود، گاه در جهتی دیگر بی تفاوتی را می جوید و گاه گشاده با مویرگ های ملتهب به حقیقت خیره می ماند. فرضیه راه است / رفتن است. /

سه ره پیداست...

نوشته بر هر یک به سنگ اندر،

حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر.

نخستین: راه نوش و راحت و شادی.

به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی.

دو دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام.

می اینجا بس دلم تنگ است.

و هر سازی که می بینم بدآهنگ است.

بیا ره توشه برداریم،

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمانِ «هر کجا» آیا همین رنگ است؟

مهدی اخوان ثالث

 

فرضیه بستر است / طبیعت است. /

طبیعتی که گاه بخشنده، گاه بی رحم و گاه با بی تفاوتی بر حضور ما نظاره گر است.

فرضیه یا انگاشته (Hypothesis) یک توضیح برای یک رخداد است. پیشنهادی برای این که چگونه چند رخداد با یکدیگر مرتبط هستند.

فرضیه هایی که به گمان من در رویارویی با رنج ها و لاجرم ها در این سه ره پیداست.

-         بی تفاوت و بی خبر از وقایع و رنج ها و هر آنچه که می گذرد.

-         آگاه و شاهد از وقایع و رنج هایی که در اطراف می گذرد و لیکن